چه مي شودتوصدايم كني
به لهجه موج
به لحن نقره اي وبي صداي چشمانت
توهيچ وقت پس ازصبرمن نمي آيي
درانتظارچه خاليست جاي چشمانت
به انتهاي جنونم رسيده ام اكنون به انتهاي خودوابتداي چشمانت
من
وغروب
وسكوت
وشكستن
وپاييز
توونيامدن وعشوه هاي چشمانت
خداكندكه بداني چه قدرمحتاج است
نگاه خسته من به دعاي چشمانت