تبليغاتX
کوچه های خاطره

کوچه های خاطره

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...

در گذر تنهايي ها

در تاريكي و ظلمات شب...

در هراس از عبور سردت...

در اين پيغام هاي آخري...

تنها عبور اشك را از حاشيه ي چهره ام مي بينم!

 

در بي كسيهاي دور از تو...

در اين لحظات واپسين...

در اين آشوب نهايي قلبم..

تنها سراغ آغوش گرم تو را مي گيرم!

 

در تلخي دروغ هايت...

در شيريني نگاهت...

در گرمي حضورت...

در بي كسي خود...

تنها بي وفايي تو را احساس مي كنم!

 

رفتي اما جاي اشك ها ي گرمم هنوز هم آتشگه گرم وجدت مي ماند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:17  توسط الهه شرقی و غربی  |